یک نصفه روز دوری
9 ماهو 24 روزگی
9 ماهو و 11 روزگی
نفسم در استانه10 ماهگی
9 ماهگی
فقط یه سری عکس
دو روز بسیار سخت و سنگین
میخوام بیام از اتفاقاتی که توی این چند روزافتاد بنویسم . اتفاقاتی که اصلا خیر نبود ولی خداروشکر به خیر گذشت. ولی هنوز وقت نشده میام با یه عالمه عکس زیبا از پسر نازم . خدا جون همه مریض ها رو شفا بده مخصوصا بچه های مریض پ ن : بنا به دلایلی تصمیم گرفتم از اون دوروز ننویسم که البته کل همون دو روز ربط داشت به شما عشقم ولی چون خاطره خوبی نبود و هنوز با یاداوریش استرس میگیره منو پس بهتره که اصلا ازش ننویسم که هی جلو چشمم زنده نشن .موافقی پسرم؟؟؟؟ افرین که به نظر مامانت احترام میزاری
نویسنده :
مینا
0:16



